اگر فکر کنم به هم نمیخوریم، میگویم
هر کاری را قبول نمیکنم. اگر باور نکنم که برند واقعاً میفروشد، یا اگر آنچه لازم دارید کاری که من میکنم نباشد، در همان گفتوگوی اول میگویم.
درباره من
سالها در شرکتهای بزرگ صنعتی، در بخش عملیات و خرید فنی کار کردم؛ در دوران همهگیری شرکت رنگ خودم را تأسیس کردم. با آن ناچار شدم سامانهٔ دیجیتال را هم یاد بگیرم.
از دانشکدهٔ مهندسی متالورژی و مواد دانشگاه صنعتی ییلدیز فارغالتحصیل شدم و سپس در هوندا، Wittur و Arçelik-LG خریدار فنی بودم.
در آن سالها کار روزانهام مقایسهٔ پیشنهادهای تأمینکنندگان بود و خواندن خطبهخط گواهیهای کیفیت، گزارشهای ظرفیت تولید و ریز قیمتها. امروز هم وقتی به وبسایت یک برند نگاه میکنم با همان چشم نگاه میکنم: کدام سند اعتماد میسازد، کدام اطلاعات کم است، خریدار دقیقاً در کدام نقطه مردد میشود و میرود.
بعد برند رنگ خودم را راه انداختم و فهرست چیزهایی که باید یاد میگرفتم بلند بود: عکاسی محصول، اتصال به بازارگاهها، مدیریت تبلیغات، زیرساخت ایمیل، ساخت خودکارسازیها. هیچکدام را در دانشگاه ندیده بودم — همه را با انجام دادن یاد گرفتم، و بیشترشان را با اشتباه کردن.
ART IST Boya — برند من در ترکیه. رنگ اکریلیک پایهآب تولید میکنیم. سایت، قالب، اتصال به بازارگاهها و خودکارسازی پشتیبانی را خودم ساختم.
METAKRLYIC — برندی که برای بازار آمریکای شمالی ساختم. سایت انگلیسی، زیرساخت ایمیل احرازشده، کانال عمدهفروشی و موتور محتوا؛ به آمریکا، کانادا و مکزیک میفروشد و همهاش از آدانا اداره میشود.
FarbeLab — سری اکریلیک تیوبی که برای نقاشان حرفهای تولید میکنم. خط اروپایی را از آلمان میسازم؛ هنوز برای فروش باز نشده است.
چیزی که بیش از همه برندها را خسته میکند تقویم محتواست. این بخش را دستی انجام نمیدهم: پستها خودشان از یک تقویم ابری و از طریق APIهای رسمی پلتفرمها منتشر میشوند. لازم نیست کامپیوتر من روشن باشد؛ در تعطیلات هم همانطور کار میکند.
در همان سامانه دو نگهبان کار میکنند: یکی روزی سه بار نظرها را میگردد و آنهایی را که منتظر پاسخاند به من خبر میدهد، دیگری تاریخ انقضای کلیدهای پلتفرمها را دنبال میکند و از پیش هشدار میدهد. هر دو در فضای ابریاند؛ کسی لازم نیست چیزی بهخاطر بسپارد.
آنچه را در ساختن اینهمه یاد گرفتم، حالا برای چند برند در سال انجام میدهم. نه برای همه — چون یک نفرم و پیشهٔ اصلیام همچنان رنگسازی است.
هر کاری را قبول نمیکنم. اگر باور نکنم که برند واقعاً میفروشد، یا اگر آنچه لازم دارید کاری که من میکنم نباشد، در همان گفتوگوی اول میگویم.
حسابها مال شماست، گذرواژهها نزد شما میماند، دامنه ملک شماست. اگر فردا راهمان جدا شود میتوانید سایت را به کس دیگری بسپارید. راهاندازیهایی که مشتری را گرفتار میکنند به نظرم درست نیست.
به شما نمیگویم «گردش مالیتان اینقدر بالا میرود»، چون نمیدانم. تضمین میکنم سامانهای که میسازم کار میکند و قابل اندازهگیری است — بعد با عدد دربارهٔ آنچه جواب میدهد حرف میزنیم.
پربازدهترین کار در سایت خودم پرزرقوبرقترین کار نبود: فیلمبرداری از ۲۳۴ رنگ و وصل کردن هرکدام به محصول درستش. همان کار بیشترین اثر را هم بر تصمیم خرید گذاشت. در هر کسبوکاری یک چنین کاری هست — کسلکننده اما تعیینکننده.
به برند شما نگاه میکنم و میگویم چه میشود کرد — برای این پولی نمیگیرم.
درباره برندتان صحبت کنیم